چشم خود را فدای کامپيوتر نکنيد

به نظر می رسد با فراگيرتر شدن بكارگيری كامپيوتر تعداد كسانيكه از مشكلات چشمی و بينایی رنج مي برند روبه افزايش باشد.

مهمترين علائم عبارتند از: خستگی چشم، خشكی چشم، سوزش، اشك ريزش و تاری ديد. همچنين ممكن است سبب درد در گردن و شانه ها نيز بشود.

انسان حروف چاپی را بهتر از حروف نمايش داده شده بر روی مانيتور مي بينند. علت اين امر اين است كه حروف چاپی كنتراست بيشتری با صفحه سفيد زمينه داشته و لبه های آنها واضح تر است حال آنكه در مورد صفحه مانيتور چنين نيست و لبه ها به وضوح حروف چاپی نيستند. يكی از مهمترين دلايل خشكی و سوزش چشم هنگام كار با كامپيوتر كاهش ميزان پلك زدن است . اين مسأله به همراه خيره شدن به صفحه مانيتور و تمركز بر روی موضوع كار سبب مي شود تا پلك ها مدت بيشتری باز بمانند و در نتيجه اشك روی سطح چشم سريعتر تبخير مي شود. با رعايت توصيه های زير می توان تا حد بسيار زيادی از آسيب های چشمی جلوگيری کرد:

۱. سعی كنيد بطور ارادی پلك بزنيد. اين كار سبب مي شود سطح چشم شما با اشك آغشته شده و خشك نشود. در صورتيكه مشكل شما شديد باشد مي توانيد از قطره های اشك مصنوعی استفاده كنيد.

۲. مركز مانيتور بايد حدود ۱۰ تا ۲۰ سانتي متر پايين تر چشمان شما باشد. اين وضعيت علاوه بر اينكه باعث مي شود پلك ها پايين تر قرار گيرند و سطح كمتری از چشم در معرض هوا باشد. از خستگی گردن و شانه ها نيز مي كاهد. در اين موارد هم بايد مانيتور را در ارتفاع مناسب قرار داد و هم ارتفاع صندلی را نسبت به ميزكار تنظيم كرد بطوريكه ساعد شما هنگام كار با keyboard موازی با سطح زمين باشد.

۳. مانيتور خود را طوری قرار دهيد كه نور پنجره يا روشنايی اتاق به آن نتابد. هنگام كار با كامپيوتر سعی كنيد پرده ها را بكشيد و روشنايی اتاق را نيز به نصف وضعيت معمولی كاهش دهيد

۴. به چشمان خود استراحت دهيد. سعی كنيد هر ۵ تا ۱۰ دقيقه چشم خود را از مانيتور برداشته و به مدت ۵ تا ۱۰ ثانيه به نقطه ای دور نگاه كنيد. اين كار سبب استراحت عضلات چشم مي شود. همچنين به شما وقت مي دهد پلك بزنيد و سطح چشم شما مرطوب شود.

۵. اگر مجبوريد كه متناوبا به يك صفحه نوشته و مانيتور نگاه كنيد (خصوصا در مورد تايپيست ها) ممكن است چشم شما خسته شود زيرا بايد تطابق خود را تغيير دهد. برای جلوگيری از اين مسأله سعی كنيد صفحه نوشته شده را در حداقل فاصله و هم سطح با مانيتور قرار دهيد. برای اينكار مي توانيد از copyholder استفاده كنيد.

۶. فاصله مانيتور با چشمان شما بايد ۵۰ تا ۶۰ سانتي متر باشد.

۷. روشنايی و كنتراست مانيتور خود را تنظيم كنيد. ميزان روشنايی مانيتور بايد با روشنايی اتاق هماهنگی داشته باشد. يك روش برای تنظيم روشنايی مانيتور اين است كه به يك صفحه وب با زمينه سفيد (مثل اين صفحه) نگاه كنيد. اگر سفيدی صفحه برای شما مثل يك منبع نور است روشنايی مانيتور زياد است و بايد آن را كم كنيد. در مقابل، اگر صفحه كمی خاكستری به نظر مي رسد روشنايی را زياد كنيد.

۸. اگر علي رغم رعايت توصيه های گفته شده باز هم دچار علائم هستيد مي توانيد از عينك های مخصوص استفاده كنيد زيرا گاهی مشكل در ديد متوسط است. ما بطور معمول كمتر از ديد متوسط استفاده مي كنيم زيرا بيشتر اوقات يا اشياء دور را نگاه می کنيم و يا اشياء نزديك. ولی مانيتور كامپيوتر دقيقا در فاصله ای از چشم قرار مي گيرد كه مربوط به ديد متوسط است. برای دريافت عينك مناسب كامپيوتر به چشم پزشك مراجعه كنيد.

۹. هنگام كار با كامپيوتر سعی كنيد گردن خود را راست نگهداشته و شانه را عقب بدهيد. قوز كردن هنگام كار طولانی با كامپيوتر سبب دردهای گردن و شانه ها مي شود. كاملا پشت خود را به صندلی بچسبانيد. همچنين ارتفاع صندلی خود را طوری تنظيم كنيد كه كف پاها روی زمين قرار داشته و زانوی شما در زاويه ۹۰ درجه قرار داشته باشد. Keyboard و Mouse بايد پايين تر از آرنج و نزديك دستان شما قرار داشته باشد.
  
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٥

توصيه هايي در مورد پف چشم

حتماً اتفاق افتاده است که بر اثر خستگي يا مشکلات مشابه دچار پف چشم شده باشيد . براي حل اين مشکل سعي کنيد قبل از خواب از بالش مناسب استفاده کنيد . به گفته دکتر برسون اغلب افراد زيادي هستند که بر روي شکم خود مي خوابند و سر خود را داخل بالش فرو مي برند . هنگامي که ما به خواب مي رويم ،‌مايعات در بدن به شکل و انتشار جديدي در بدن پخش مي شوند . ممکن است مقداري از اين مايعات در اطراف چشم ها جمع شده و موجب پف کردن چشم ها شوند . بنابراین رعایت نکات زير توصيه می گردد: ۱- اگر حين خوابيدن سرتان را طوري روي بالش بگذاريد که بالاتر از سطح بدنتان قرار بگيرد مايعات از اطراف چشمتان دور مي شوند . ۲- مي توانيد از کمپرس يخ به مدت ۱۵ دقيقه استفاده کنيد . طبق گفته دکتر دايان برسون ،‌کمپرس يخ که در مداواي صدمات وارده بر بدن ورزشکاران در حين مسابقات ورزشي به کار مي رود ،‌در رفع ورم و پف چشم ها نيز مفيد است . کمپرس يخ موجب انقباض و تنگ شدن رگهاي خوني مي شود و به اين ترتيب تورم به وجود آمده را برطرف مي کند . ۳- مي توان از ماسک کمپرس يخ يا از يک پارچه تميز که در آب خيسانده شده باشد استفاده نمود. ۴- اگر چشمانتان حساس است ،‌ مي توانيد از ترکيب نصف آب و نصف شير استفاده کنيد زيرا شير در اين موارد اثر تسکين دهنده و آرامش بخش دارد .   
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٥

كم خوابى باعث چاقى و مرگ زودرس مى شود

محققان آمريكايى بر اين باورند كم خوابى موجب كاهش متوسط عمر و توانايى حافظه مى شود.
چرا كه مغز انسان مى تواند هنگام خواب عميق و بلندمدت، اطلاعات و يافته هاى ذهنى را ساماندهى كند.

گذشته از اين، بر اثر كمبود خواب هورمون گارلين در بدن ترشح مى شود كه موجب افزايش اشتهاى انسان و در نتيجه چاق شدن فرد مى شود. پيش از اين نيز رابطه كم خوابى با بيماريهاى قلبى و اختلال در دستگاه گوارش و گردش خون ثابت شده بود.
  
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٥

هفت روش براي زيبايي اندام

در نظر گرفتن اهداف کوچک و قابل اجرا، روشي بسيار موثر تر از پيروي از برنامه‌هاي سخت براي دست يافتن به اهداف بسيار بزگ است. براي اينکه اندامتان تغيير قابل ملاحظه‌اي پيدا کند، لازم نيست که حتما به اندازه يک دونده ماراتن‌ بدويد و يا از يک کوه بلند بالا برويد. در واقع توصيه مي‌کنيم براي رسيدن به تناسب اندام هيچ‌گاه يک مرتبه به ورزش سنگين نپردازيد، بلکه قدم به قدم پيش برويد.

اين کار علاوه بر تضمين رسيدن به يک اندام متناسب، باعث اعتماد به نفس شما هم مي‌شود. درنظر گرفتن اهداف کوچک، يک روش بسيار موثر براي سوزاندن چربي و داشتن عضلات خوش‌فرم و خوش‌تراش است. ما 7 هدف کوچک اما مفيد و موِثر را به شما توصيه مي‌کنيم که با انجام آنها، شما مي‌توانيد اندامي زيبا و متناست داشته باشيد.
هدف :1 طناب‌زدن بدون وقفه به مدت 10 دقيقه:



فوايد: اين حرکت که معمولا در مدارس ابتدايي براي کودکان درنظر گرفته مي‌شود، علاوه برسوازندن بيش از 100 کالري، باعث تناسب بازوها و پاهاي شما مي‌شود. در ضمن، طناب‌زدن، افزايش چالاکي، توازن و توان شما را هم به‌دنبال دارد. اين حرکت را طبق برنامه‌ زير، سه بار در روز انجام دهيد.



برنامه



هفته اول: بدون طناب، 1 تا 2 دقيقه درجا بپريد. سپس طناب را برداريد و در هر بار چرخش طناب، يک جهش بر پاي راست و يک جهش بر پاي چپ انجام دهيد. اين نوع طناب‌زدن را يک دقيقه ادامه دهيد. سپس طوري طناب بزنيد که با هر چرخش طناب بر روي يک پايتان بپريد و اين حرکت را نيز 2 دقيقه انجام دهيد.



هفته دوم تا چهارم: پرش‌هاي سريع (يک پرش در هر ثانيه) به‌مدت 5 تا 10 ثانيه را به برنامه قبلي‌تان اضافه کنيد. 10 تا 20 ثانيه بين هر سري پرش استراحت کنيد. براي شروع، 6 بار اين حرکت را تکرار کنيد و به‌تدريج تا 12 سري حرکت افزايش دهيد.



هفته پنجم تا هشتم: 3 تا 5 دقيقه بدون استراحت، طناب بزنيد. به‌تدريج اين ميزان را در هر بار 30 تا 60 ثانيه اضافه کنيد تا به مرز 10 دقيقه برسيد.



هدف 10 :2 حرکت شناي مردانه انجام دهيد. فوايد: علاوه بر دست‌ها، تمام بالاتنه‌تان را به‌کار مي‌گيرد.

برنامه



1) بر روي را‌ه‌پله زانو بزنيد، دست‌هاي خود را 2 يا 3 پله بالاتر از زانوهايتان بگذاريد. سپس به آهستگي آرنج‌هايتان را‌ تا کنيد و قفسه سينه‌تان را پايين بياوريد تا به پله برسد. اين حرکت شنا را 5 تا 10 بار و يک روز در ميان انجام دهيد تا به‌تدريج برايتان آسان شود.

2) در اين مرحله، ديگر لازم نيست با کمک پله‌ها شنا بزنيد! روي زمين مسطح زانو بزنيد به‌طوري که زانوهايتان کنار هم باشد، سپس دست‌هايتان را که به اندازه عرض شانه‌هايتان از هم باز شده است، بر روي زمين قرار دهيد. در همان حالي که زانوهايتان روي زمين تا شده است، 5 تا 10 حرکت شنا را يک روز در ميان انجام دهيد.

3) هنگامي که اين حرکت نيز برايتان آسان شد، زانوهايتان را از زمين برداريد و پاهايتان را صاف کنيد تا تنها تکيه‌گاهتان بر روي زمين‌، پنجه پاها و کف دستانتان باشد. به آهستگي بدنتان را به‌طرف زمين ببريد به‌طوري که آن خط مستقيمي که از پاشنه‌هاي پايتان تا سرتان ايجاد شده همچنان حفظ شود. به اين مي‌گويند يک شناي مردانه! آن‌قدر تمرين کنيد تا بتوانيد 10 حرکت شناي مردانه پشت سر هم انجام دهيد. قبل از اينکه به اين مرحله برسيد، اگر خسته شديد، مي‌توانيد زانوهايتان را روي زمين بگذاريد و حرکت را ادامه دهيد.



هدف 5 :3 کيلومتر بدويد.



فوايد: حدود 350 کالري خواهيد سوزاند (براساس سرعت 16 کيلومتر در ساعت) و پاهايتان را قوي و متناسب خواهيد کرد.

برنامه: وحشت نکنيد. به پايان رساندن يک مسافت 5 کيلومتري، حتي براي دوندگان هم در ابتدا يک هدف بزرگ است اما طراحي برنامه، به‌گونه‌اي است که به‌تدريج پيشرفت کنيد تا زماني که به آمادگي کامل برسيد و بتوانيد 5 کيلومتر را تمام کنيد.



هفته اول: 5 دقيقه پياده‌روي کنيد و سپس 2 دقيقه بدويد. اين روش را تکرار کنيد تا مسافت 1/6 کيلومتر را طي کنيد. اين کار را 3 روز در هفته انجام دهيد.

هفته دوم: 3 تا 4 دقيقه پياده‌روي کنيد و سپس 3 تا 4 دقيقه بدويد اين روش را تکرار کنيد. تا در مجموع مسافت 1/5 تا 3 کيلومتر را طي کرده باشيد. اين روش دويدن را نيز 3 بار در هفته انجام دهيد.

هفته سوم: 1 دقيقه پياده‌روي کنيد و 5 دقيقه بدويد، اين روش را نيز تا رسيدن به 3 کيلومتر تکرار کنيد و باز هم 3 بار در هفته بدويد.

هفته چهارم: 3 تا 5 کيلومتر در يک روز و 3 روز در هفته بدويد.

هفته پنجم: مانند هفته چهارم 3 تا 5 کيلومتر در هر روز و 3 روز در هفته بدويد.

هفته ششم: اکنون مي‌توانيد هر روز 5 کيلومتر را به آساني بدويد.



هدف :4 خود را از ميله بارفيکس بالا بکشيد.



فوايد: باعث تقويت بازوها، شانه‌ها و عضلات بالاي پشتتان مي‌شود.

برنامه: بارفيکس از آن ورزش‌هايي است که به‌خاطر سختي‌اش، همه از آن فرار مي‌کنند و معمولا در امتحانات ورزش مدرسه و دانشگاه‌ها، پايين‌ترين نمرات را نصيب آدم مي‌کند. اگر شما طبق برنامه عمل کنيد، اين حرکت براي شما خيلي آسان‌تر خواهد شد.



1) يک صندلي در زير ميله بارفيکس قرار دهيد. روي صندلي بايستيد و سپس ميله بارفيکس را طوري بگيريد که دستانتان به اندازه عرض شانه‌هايتان باز و کف دستتان به طرف مخالف صورتتان باشد. حالا خود را بالا بکشيد تا چانه‌تان به بالاي ميله برسد و هم‌زمان با بالاکشيدن نفس خود را بيرون بدهيد. سپس با شروع تنفس بعدي به پايين برويد تا پايتان به صندلي برسد. 30 ثانيه تا 1 دقيقه استراحت کنيد و مجددا حرکت را تکرار کنيد. براي شروع، 2 تا 3 بار حرکت خوب است ولي به‌تدريج که قوي‌تر مي‌شويد، بر تعداد حرکات اضافه کنيد.

2) هنگامي که توانستيد 5 بار پشت سر هم خود را با کمک صندلي از ميله بارفيکس بالا بکشيد (بارفيکس بزنيد)، صندلي را از زير پايتان برداريد و خودتان را کاملا بالا بکشيد.

هدف :5 يک حرکت تعادلي يوگا را ياد بگيريد: فوايد: تنه‌تان را مستحکم مي‌کند و انعطاف‌پذيري و قدرت بالاتنه‌تان را افزايش مي‌دهد.

برنامه



1) پاهايتان را به هم بچسبانيد و بايستيد، دست‌هايتان را به‌طرف سقف بالا بکشيد. پاشنه‌هايتان را بلند کنيد و بر روي پنجه پاهايتان بايستيد، سپس به آهستگي زانوهايتان را تا کنيد تا باسنتان به 3 سانتي‌متري پاشنه‌هاي پايتان برسد. در طي انجام اين حرکت پشتتان بايد کاملا صاف باشد. اگر حفظ تعادل در اين مرحله برايتان سخت است، يک لوله چوبي را زير پايتان قرار دهيد تا برايتان راحت شود.

2) سپس زانوهايتان را از هم باز کنيد و کف دست‌هايتان را که به اندازه عرض شانه‌هايتان از هم باز است را روي زمين و در 30 سانتي‌متري پاهايتان بگذاريد: انگشت‌هايتان را از هم باز کنيد به‌طوري که انگشت وسطي‌تان به‌طرف جلو باشد.

3) در اين مرحله آرنج‌هايتان را تا کنيد تا آرنج‌هايتان زير زانوهايتان قرار بگيرد. نگاهتان را مستقيم به جلو حفظ کنيد.

4) همان‌طور که انگشتان پايتان روي زمين است، تنه‌تان را به‌‌طرف جلو بکشيد و سپس پاهايتان را در حالي که آرنج‌هايتان مختصري تا شده است و تمام وزنتان بر روي دست‌هايتان متمرکز شده، از زمين بلند کنيد. قبل از انجام اين کار، يک بالش يا تشک جلوي خود بگذاريد تا در صورتي که به طرف جلو افتاديد ، آسيب نبينيد. اين حرکت را آن‌قدر تکرار کنيد تا بتوانيد 30 ثانيه در حال تعادل بر روي دستانتان بمانيد.



هدف :6 سرعت دويدن خود را افزايش دهيد.



فوايد: 1 کيلومتر دويدن سريع‌تر، مي‌تواند ميزان مصرف کالري را تا نزديک به 30 درصد افزايش دهد.

برنامه 10 هفته‌اي

1) هفته اول: با سرعت معمولي که برايتان راحت است. 3 روز در هفته بدويد و يا در فواصل آن پياده‌روي کنيد.
2) هفته دوم: فواصلي را که در زير گفته مي‌شود به برنامه معمول دويدنتان اضافه کنيد: با دويدن معمولي به مسافت 1 کيلومتر شروع کنيد، 1 کيلومتر بعدي را به اين صورت بدويد؛ 30 ثاينه سريع و سپس يک دقيقه معمولي بدويد. سپس با يک کيلومتر دويدن معمولي، خود را سرد کنيد. اين برنامه را يک روز در هفته انجام دهيد و 2 روز ديگر در هفته همان برنامه دويدن / پياده‌روي هفته اول را انجام دهيد.
3) هفته سوم: برنامه هفته اول را تکرار کنيد.
4) هفته چهارم: براي افزايش قدرت و استقامت‌ پاهايتان از يک تپه يا مسير سربالايي به‌طرف بالا بدويد. اين تپه يا مسير سربالايي بايد طوري باشد که بالا دويدن از آن 45 تا 60 ثانيه براي شما طول بکشد (اگر تردميل‌‌داريد، آن‌را بر روي شيب 3 تا 4 درصد تنظيم کنيد.)
روش انجام کار به اين صورت است: براي گرم‌کردن خود، يک کيلومتر بر روي زمين صاف بدويد. سپس از مسير شيب‌دار يا تپه بالا بدويد و بعد به‌تدريج سرعت خود را کم کنيد، 2 دقيقه استراحت کنيد و 2، 3 بار ديگر دويدن از سربالايي را تکرار کنيد. خود را با دويدن آهسته‌تر روي زمين صاف، سرد کنيد. اين تمرين را يک بار در هفته، علاوه بر برنامه دويدن / پياده‌روي در روزهاي دگير، انجام دهيد.



5) هفته پنجم: برنامه هفته اول را تکرار کنيد.

6) هفته ششم: برنامه هفته دوم را تکرار کنيد.

7) هفته هفتم: برنامه هفته اول را تکرار کنيد.

8) هفته هشتم: برنامه هفته چهارم را تکرار کنيد.

9) هفته نهم: برنامه هفته اول را تکرار کنيد.

10) هفته دهم: برنامه هفته دوم را تکرار کنيد.

هدف :7 يک روز تمام پياده‌روي کنيد 15( تا 25 کيلومتر)؛ فوايد: بيش از 1500 کالري خواهيد سوزاند، پاها، دست‌ها و پشتتان تقويت مي‌شود و بر چالاکي، توازن و سرعت شما افزوده خواهد شد.



برنامه



1) مسافت: هر هفته 2 ساعت پياده‌روي کنيد (حدود 10 کيلومتر.) در دفعات بعدي هر بار 20 تا 30 دقيقه به برنامه‌تان اضافه کنيد تا به 4 ساعت برسد.

2) سطح شيب‌دار: در مسيرهاي سربالايي پياده‌روي کنيد. يا اگر تردميل در دسترس داريد، شيب آن را به 5 تا 7 درصد افزايش دهيد و 5 دقيقه راه برويد، سپس در شيب 3 درصد 3 دقيقه راه برويد. اين فواصل را 8 تا 10 بار در يک روز از هفته تکرار کنيد.‌

  
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٥

وزن بدن چگونه تنظيم مي شود؟

افراد سالم ، وزن خود را با در نظر گرفتن تغيير زياد در مصرف کالري و ميزان فعاليت روزانه به طور چشمگير در يک مقدار ثابت حفظ مي کنند.
اشتها و سوخت و ساز بدن با شبکه پيچيده اي از عوامل عصبي و

هورموني تنظيم مي شود. به عنوان مثال ، اپي نفرين و نوراپي نفرين موجب کاهش اشتها و افزايش سرعت متابوليسم مي شود.

کاهش ميزان انسولين نيز مصرف گلوکز را کم و فعاليت مرکز سيري را مهار مي کند. مراکز اصلي تغذيه سيري در هيپوتالاموس قرار دارد.

جالب است بدانيد که داروهايي نظير آمفتامين که به منظور سرکوب اشتها در ترکيب برخي قرصهاي لاغري مورد استفاده قرار مي گيرد، از راه آزادسازي نورابي نفرين در سيستم اعصاب مرکزي عمل مي کنند.

وقتي مصرف انرژي بيش از ميزان کالري در دسترس باشد، کاهش وزن رخ مي دهد که اين مساله مي تواند بنا به دلايلي نظير کم شدن مقدار غذاي دريافتي ، سوئ جذب ، از دست دادن کالري ، افزايش نياز به انرژي ، تغيير در حجم مايعات بدن و... باشد.

اگر بخواهيم کاهش وزن را در نموداري خلاصه کنيم ، مي توانيم آن را به صورت زير نشان دهيم:

افسردگي يا فراموشي
عوامل هورموني
اشکال در خوردن غذا
داروها
بي اشتهايي
عوامل اجتماعي يا اقتصادي
وزن بدن عفونت هايي نظير HIV يا سل يا بيماري هاي انگلي
مصرف انرژي
از دست دادن کالري
سوء جذب

هر چند فهرست علل احتمالي کاهش وزن بسيار مفصل تر از موارد بالاست ؛ به عنوان مثال ، در دوران کهولت شايع ترين دلايل عبارتند از سرطان و بيماري هاي خوش خيم و بدخيم دستگاه گوارش و ريه ، افسردگي و در افراد جوان تر، ديابت مليتوس ، هيپرتيروئيديسم و عفونت هايي نظير HIV.

مهمترين نکته اي که در ارتباط با کاهش وزن وجود دارد، اين است که علت اصلي آن بندرت پنهان مي ماند و در بيشتر موارد، پس از شرح حال و معاينه فيزيکي دقيق توام با آزمايش هاي تشخيصي کنترل شده مي توان به علل کاهش وزن پي برد.

به طور کلي ، پيش از انجام هر اقدامي درباره اين افراد بايد اثبات کرد واقعا چنين مشکلي وجود دارد، چرا که تقريبا نيمي از بيماراني که مدعي کاهش وزن شديد هستند، بعد از اندازه گيري عملي متوجه مي شوند کاهش وزن آنها کاملا کاذب است.

براي تاييد نهايي اين مساله مي توان از مواردي نظير تغيير در اندازه کمربند يا گشاد شدن لباسهايي که قبلا اندازه شخص بوده اند، استفاده کرد. به طور طبيعي ، از حدود 60 سالگي وزن بدن به طور متوسط 5 درصد در سال کم مي شود. کهولت همچنين بر ترکيب بدن تاثير مي گذارد و موجب کاهش حجم توده عضلاني مي شود.
  
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٥

بيماري لاغري عصبي(Anorexia)

توضيح مختصري راجع به بيماري آنورکسيا به شرح زير است:

اين بيماري به دليل ترس فرد از افزايش وزن ايجاد شده و فرد دچار لاغري مفرط مي شود، ازخوردن غذا امتناع مي کند و يا غذا را خورده اما

عمدتا بر مي گرداند. اين افراد معمولاً تصويري نادرست از اندام خود دارند . هميشه خيال مي کنند چاق بوده و به اندازه کافي لاغر يا خوش اندام نيستند .

دليل آن رواج تبليغاتي ِ اندامهاي باريک و فشارهاي عصبي در جامعه است . مبتلايان به آنورکسيا مدت طولاني خود را گرسنه نگه مي دارند . ملين ها يا قرصهاي لاغر کننده مصرف مي کنند، وعده هاي غذايي را حذف مي کنند، عصبي اند و بي خوابي دارند.

آنها حساس و زود رنج مي شوند، مبتلا به افسردگي شده و قابليت باروري را از دست مي دهند و در نهايت نيز به بيماري هاي قلبي و ديگر بيمارهاي مرگ بار مبتلا خواهند شد .

اين افراد بايد به متخصصين ارجاع داده شوند . چون درمان آنها در بسياري از موارد تنها با مصرف مواد غذايي امکان پذير نيست.

سلامتي گرانبهاترين ِ گوهرهاست ؛ که خداوند آنرا با سخاوت تمام در اختيارمان قرار داده پس در حفظ آن کوشا باشيم.

شايان نظری   
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٥

انواع افسردگي(۲)

- افسردگي اساسي: اين نوع افسردگي اختلال در خلق ميباشد كه معمولا 2 هفته بطول مي انجامد. احساس دلتنگي و حزن مفرط و از دست دادن ميل و لذت از فعاليتهاي دلپذيرو احساس گناه و بي ارزشي از نشانه هاي آن ميباشد. اين نوع افسردگي خطرناك بوده و ميتواند به خود كشي منجر گردد.

2- افسردگي مزمن: شدت علايم آن از افسردگي اساسي كمتر بوده اما دوره آن طولاني و ممكن است و 2 الي 5 سال بطول انجامد. علايم آن معمولا ناتوان كننده نميباشد اما در عملكرد مناسب و احساس خوشايندي فرد تاثير گذار است.

3- اختلال در سازگاري: هرگاه انسان عزيزي را از دست ميدهد، شغلش را از دست داده و يا تغيير ميدهد، و يا آگاه ميگردد كه بيماري لاعلاجي دارد كاملا طبيعي است كه احساس استرس، اندوه و خشم ميكند. اما در نهايت امر افراد خود را با شرايط پديد آمده وفق ميدهند. اما برخي قادر به چنين عملي نميباشند. هنگامي كه واكنش فرد به يك موقعيت و يا حادثه سبب افسردگي در وي ميگردد به آن اختلال در سازگاري ميگويند.

4- اختلال دو قطبي: به تغييرات غير قابل پيش بيني خلق از شيدايي تا افسردگي اختلال دو قطبي ميگويند. در يك زمان فرد رفتار برونگرايي مفرط، پر حرفي، خود بزرگ بين از خود بروز ميدهد و در دوره اي ديگر افسرده ميگردد.

5- افسردگي فصلي: اين نو ع افسردگي معمولا در زمستان شيوع مي يابد. علت آن كاهش تابش نور خورشيد است.اين افسردگي سبب سردرد، تحريك پذيري و كاهش سطح انرژي ميگردد.

راهبردهايي براي غلبه بر افسردگي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- براي خود اهداف قابل دسترس تعيين كنيد.

2- تنها به ميزان معقول و در حد توان خود مسئوليت بعهده بگيريد.

3- كارها، اهداف و وظايف بزرگ را به بخشهاي كوچك تقسم كنيد.

4- مديريت زمان و الويت بندي را فراموش نكنيد.

5- مدتي از وقت خود را با ديگران و يك دوست صميمي سپري كنيد. سعي كنيد فردي را در زندگي بيابيد كه بتوانيد به وي اعتماد كرده و با وي درد دل كنيد.

6- به سرگرميهايي كه علاقه داريد بپردازيد.

7- ورزش كنيد و فعاليت بدني منظم داشته باشيد.

8- تا بر طرف شدن آثار افسردگي تصميمات مهم و حياتي خود را به تعويق اندازيد.

9- به خاطر داشته باشيد كه بهبودي خلق افسرده زمانبر و تدريجي ميباشد انتظار معجزه نداشته باشيد.

10- از افراد غير حامي و منتقد اجتناب كنيد.

11- به دوستان و خانواده خود اجازه دهيد در روند بهبودي به شما كمك كنند.

12- افكار مثبت را جايگزين افكار منفي گردانيد.

13- به خاطر داشته باشيد كه زندگي بطور ذاتي مبهم و نامشخص بوده و در بسياري از شرايط تنها يك پاسخ واحد مشكل گشا نخواهد بود.زندگي مملو از احتمالات است.

14- شما بايد بياموزيد چگونه ميان اموري كه شما مسئول آنها ميباشيد و يا نميباشيد تفاوت قائل گرديد. معمولا افراد كنترلي كه بر شرايط دارند را كمتر و يا بيشتر از آنچه هست بر آورد ميكنند.اموري كه شما مسئوليتي در قبال آن نداريد و يا خارج از كنترل شماست به حال خود بگذاريد.

15- شما بايد قادر باشيد ميان موقعيتهايي كه ارزش شما بايد بر اساس موفقيتهاي شما تعيين گردند و ديگر موقعيتها تفاوت قائل گرديد.

16- شما بايد بياموزيد كه چه زمان بايد با احساسات خود ارتباط برقرار كرده و چه زمان از آنها فاصله بگيريد.

17- شما بايد بياموزيد كه چه هنگام بايد به بر زمان حال تمركز كنيد و چه هنگام به زمان آينده.

18- خوشبختي و نيل به شادي در زندگي هدف نامعقولي نيست اما شما بايد ابتدا مفهوم خوشبختي را براي خود معنا كرده و سپس با برنامه ريزي و ايجاد سلسه مراتب و پيروي از آنها به خوشبختي مطلوب خود دست يابيد.

19- شما بايد قادر باشيد كه ميان احساسات دروني خود و واقعيتهاي عيني تفاوت قائل گرديد.

20- شما بايد قادر باشيد تا با ديگران رابطه برقرار كنيد.

21- اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد.

22- وابستگي خود را به دنياي خارج كاهش دهيد.

23- به خاطر داشته باشيد هيچ فرد ديگر ي جز خود شما مسئول شادي شما نميباشد.


شايان نظری   
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٥

افسردگي و راههاي غلبه بر آن

افـسردگي اختلالي است كه قادر است افكار، خلق و خو،
احـساسات، رفـتــار، سلامتي جسماني و روحي شما را
تحـت الشـــعاع قرار دهد. هر انساني در مقاطع خاصي از
زنـدگي خود به افسردگي دچار ميگردد. نشانه ها و علايم
افسردگي عبارتند از:

* غم و اندوه پايدار، اظطراب، احساس پوچي.

* احــساس نا اميدي و بدبيني- احساس گناه، احسـاس
بي ارزشي و در ماندگي - احساس تيره بختي.

* كاهش سطح انرژي و احساس خستگي.

* دشواري در تمركز، ياد آوري و تصميم گيري-عدم توانايي
در انديشيدن.

* بي خوابي و يا افزايش ميزان خواب.

* از دست دادن اشتها و كاهش وزن - يا پر خوري و افزايش وزن.

* عدم تمايل به ملاقات با ديگران - يا وحشت از تنها ماندن - حضور يافتن در فعاليتهاي اجتماعي دشوار و غير ممكن ميگردد.

* احساس بي ارزش بودن و نا عادلانه بودن زندگي- احساس شكست- احساس سربار بودن.

* از دست دادن علاقه و ميل به فعاليتهاي معمولي در زندگي و يا سرگرميهايي كه پيشتر براي فرد لذت بخش بوده اند.

* بيقراري و بيتابي - زود رنجي و تحريك پذيري- و يا كند شدن حركات و واكنشها- بي تفاوتي.

* افت اعتماد بنفس - سرزنش مدام خود - نگراني از گذشته و آينده.

* مشكلات جسماني كه معمولا به دارو جواب نميدهند مانند: خارش بدن - تاري ديد -تعريق شديد- خشكي دهان- مشكلات گوارشي (يبوست، اسهال - سوء هاضمه)-سردرد - كمردرد.

* افكار صدمه زدن به خود و يا ديگران - افكار خود كشي.


علل پديد آمدن افسردگي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

علل پديد آمدن افسردگي نيز گوناگون ميباشد:

* وراثت.
* محيط هاي نا ايمن و خطرناك مانند: آلودگي هوا و آب.
* محيطهاي آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.
* درگذشت همسر، فرزند، والدين و دوستان.
* ضربه هاي روحي شديد در كودكي و يا بزرگسالي.
* از دست دادن حمايتهاي اجتماعي در پي طلاق، دوري از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل.
* شرايط ناسالم اجتماعي مانند: فقر، بي خانماني و خشونت در جامعه.
* بيماريهاي مزمن مانند سرطان، ديابت و ايدز.
* شكست و ناكاميها-تجارب ناخوشايند.
* تغييرات هورموني - اختلال در تعادل انتقال دهنده هاي عصبي همچون سروتونين.
* در اثر مصرف برخي داروها مانند داروهاي خواب آور، ضد بارداري و كاهنده فشار خون بالا.
* استفاده از الكل، مواد مخدر و ديگر داروها.
* تغذيه نامناسب مانند كمبود فولات و ويتامين B1 و يا مصرف زياد مواد قندي و كافئين دار.
* ضعف شخصيت، اعتماد بنفش پايين، بد بيني و هم وابستگيها.
* استرس .
* الگوي تفكرات منفي.
* عدم تحرك بدني و نداشتن تفريح و سرگرمي.
* انزوا و گوشه گيري.

شايان نظری   
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٥

مصرف داروهای افسردگی در كودكان با اقدام به خودكشی ارتباط دارد

نتایج چند مطالعه نشانگر اندكی افزایش خطر بروز فكر خودكشی در مراحل اولیه درمان دارویی افسردگی در كودكان است.

نتایج چند مطالعه نشانگر اندكی افزایش خطر بروز فكر خودكشی در مراحل اولیه درمان دارویی افسردگی در كودكان است.به گزارش رویترز هلث از نیویورك، با این وجود محققان اداره نظارت بر مواد غذایی و دارویی آمریكا كه این مطالعه را بازنگری كرده‌اند، استفاده از این داروها را منع نمی‌كنند.در عوض یك راه كنترل خطر خودكشی نظارت دقیق بر این كودكان بیان شده است.
دكتر "توماس لوگرن" و همكارانش در راكویل در مریلند اطلاعات مربوط به ‪ ۲۴‬مطالعه بر روی ‪ ۴‬هزار و ‪ ۵۸۲‬بیمار را بررسی كردند. این تحقیقات در مدت ‪ ۴‬تا ‪ ۱۶‬هفته انجام شده‌اند.داروهایی كه مورد آزمایش قرار گرفتند عبارت بودند از پروزاك (فلوكسیتین)، زولوفت (سرترالین)، پاكسیل (پاروكسیتین)، لووكس
(فلووكسامین)، سلكسا (سیتالوپرام)، ول‌بوترین (بوپروپین)، افكسور (ونلافاكسین)، سرزون (نفازودون) و رمرون (میرتازاپین).بیماری این كودكان عبارت بود از افسردگی شدید، اختلالات وسواسی و اختلالات اضطرابی عمومی.در این مطاله ‪ ۲۰۹‬حادثه در ارتباط با خودكشی مشاهده شد، اما هیچ مورد خودكشی كامل دیده نشد.۸۹‬حادثه به اقدام یا تفكر خودكشی اختصاص داشت و ‪ ۱۲۰‬مورد با احتمال اقدام و یا فكر خودكشی ارتباط داشت.
خطر كلی اقدام به خودكشی همراه با مصرف این داروها ‪ ۹۵‬درصد افزایش نشان می‌دهد.خطر تخمینی در آزمایش‌های مختلف با یك دارو متفاوت بوده است.لوگران متذكر شد گذشته از خطر خودكشی كه با افسردگی بروز می‌كند، از هر ‪ ۱۰۰‬بیمار كه تحت دارو درمانی قرار می‌گیرد باید در انتظار افزایش خطر رفتار خودكشی در یك تا سه بیمار باشیم.اداره نظارت بر مواد غذایی و دارویی آمریكا استفاده از داروهای ضد افسردگی را برای كودكان ممنوع نكرده است و در عوض برچسب‌های جدید هشدار دهنده‌ای بر روی جعبه این داروها درج شده است كه خطر استفاده از این داروها را گوشزد می‌كند و در عین حال به پزشكان توصیه می‌كند با درنظر گرفتن خطرها و فواید این داروها اقدام به درمان كودكان كنند زیرا اختلالات روانی و افسردگی در كودكان بیمار در صورت عدم درمان مناسب می‌تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد.
شایان نظری
  
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٥

9 نشانه افسردگي چيست؟

محققان تاكنون موفق به كشف ‌٩ نشانه افسردگي شده‌اند، اين يافته كمك فراواني به بيماران براي آگاهي از وجود اين بيماري در خود مي‌كند.

نوشته شده است:
اين نشانه‌ها عبارتند از:
‌١- احساس ناراحتي و انزجار
‌٢- كاهش علاقه به هر گونه فعاليت فيزيك
‌٣- كاهش يا افزايش بي‌مورد اشتها
‌٤- تغيير زمان خواب و كاهش يا افزايش آن
‌٥- احساس خستگي و رخوت
‌٦- احساس بي‌ارزش بودن
‌٧- احساس گناه
‌٨- كاهش تمركز
‌٩- بي‌علاقگي به استحمام.
  
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥

ورزش كنيد تا فراموشي نگيريد

پياده روي ساده باعث پيشگيري از ابتلا به يكي از زجر آورترين بيماري هاي بدن انساني يعني آلزايمر مي شود. در آخرين شماره نشريه پزشكي لنست نورولوژي، مقاله اي به چاپ رسيده است كه طبق آن افرادي كه در دوران ميانسالي خود ورزش مي كنند، بعدها كمتر دچار فراموشي و آلزايمر مي شوند.

بر اساس نتايج تحقيقات دانشمندان سوئدي، هفته اي دو بار و هر بار حداقل۲۰ دقيقه ورزش در سنين ميانسالي، حدود۶۰ درصد، خطر ابتلا به آلزايمر درسنين سالمندي را كم مي كند.

همچنين اين مقدار ورزش در سال هاي اواخر دهه چهارم و اوايل دهه پنجم زندگي، مي تواند خطر گرفتار فراموشي شدن در سال هاي بعد را به نصف كاهش دهد. البته كساني كه سابقه خانوادگي آلزايمر دارند بيشتر از اين۶۰ درصد ساير افراد، سود مي برند.
دكتر ميا كيويپلتو از مؤسسه تحقيقاتي كارولينسكا در اين باره مي گويد: اگر فردي در سنين جواني و ميانسالي خود را به يك زندگي فعال و پر نشاط عادت دهد، مي تواند در سالمندي هم از سلامت جسمي لذت ببرد و هم از سلامت ذهني.

دليل اصلي اثر طولاني مدت ورزش بر عملكرد مغز مشخص نيست، ولي دانشمندان تصور مي كنند كه ورزش از طريق افزايش جريان خون مغز در پيشگيري از فراموشي و آلزايمر موثر است   
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥

12 روش براي خوشحال تر زيستن

خـوشحالي يك وضعيت خاص ذهـنـي اسـت. هـر فـردي درزنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايندنبوده است. اما ناخرسندي مزمن ميتواند سلامتي، شغل و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات پزشكي يا افسردگي هاي بلندمـدت كه نيازمند تجويزهاي طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند، مي توانـيـد مـيزانخوشحالي خود را كنترل نماييد.

بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنـيــد تا احساس و ظاهر بهتري بدست آوريد. دراين قسمت نكته هايي وجود دارند كه شمارا در اين كار ياري مي نمايند:

1- خوش بين باشيد

بـه زنـدگي با ديـدي مثـبـت نگـاه كـنـيد تـا خـود را بـه دليل احساس انرژي و خوشحالي بسيار زيادي كـه نصيبتان خواهـد شد، متعجب سازيد. بـه ياد داشته باشيد كه افراد شاد و مثبت بيشتر مي توانند ديگران را مجذوب خود كنند.

2- ديد وسيعي داشته باشيد

اجازه ندهيد مسائل كوچك شما را آشفته نمايـد. بـراي رسيـدن بـه هـدف خـود پـايدار و مـقاوم باشيد، خـواه آن هـدف رياست، پرداخت رهن و يا يك ازدواج طولاني مدت باشد. در ايـن راه بـا موانـعي مواجه خواهيد شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندي بخاطر مسائل كم اهميت دوري نماييد.

3- سپاسگزار باشيد

از ديگران قدرداني كنيد. از همكار خود بخاطر كمكش به شما تشكر كرده و بدليل موفقيت در انـجـام كـارش بـه او تـبريك بـگوييد. بـه خدمتكاري كه صبحانه شما را برايتان مي آورد كـلمـه اي محـبت آميـز بيان كنيد. به شخص درمانده اي كـه در خـيـابان از مـقـابـلـش رد ميشويد، چند سكه كمك نموده و از اينكه زندگي مسرت بخشي داريد شكرگزار باشيد.

4- از زندگي لذت ببريد

به كارهايي مبادرت نماييد كه از انجام دادن آنها لذت ميبريد: اتومبيلتان را بـشوييـد، بـه برخي تعميرات جزئي در منزل بپردازيد، تلويزيون تماشا كنـيـد، خريد برويد. براي خود يك اولويت قائل شده و آنچه را كه دوست داريد انجام دهيد.

5- از جسم خود مراقبت نماييد

خوب بخوريد و ورزش كنيد. به باشگاه رفته و كمي بدويد يـا در يـك بازي ورزشي شركت كنيد. هـمراهي نمودن يـك تـيم به عنـوان يـك عضـو و بيرون رفتن با هم تيمي ها بعد از بازي، براي جسم و فكر شما مفيد خواهد بود.

6- برنامه هاي خود را تغيير دهيد

برنامه هاي روزانه خود را عوض نموده تا انرژي جـديدي پيدا كنيد. مرز مشخصي بين كار و تـفريح ايـجاد نـماييد. بـراي فـعاليتهاي ســرگرم كننده و يا تفكر در محيطي آرام از خانه خارج شويد.

7- با مردم در تماس باشيد

آيا به خاطر مي آوريد زمانـي كـه يك دوست قديمي بطور غير منتظره با شما تماس گرفت چه احساسي داشتيد؟ براي يكي از آشنايان ايميلي ارسال نمـوده يا با افراد فاميل و يا دوستان قديمي خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد.

8- خلاق باشيد

روزنه اي براي انرژي خلاق خود بيابيد. اين ممكن است شـامـل كـاردسـتـي، باز سازي، نقاشي، ترسيم كاريكاتور، نويسندگي و يا حتي باغداري باشد. مهم نيست كه چــقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بي حالي مي كـنـيـد، اگـر زمـاني را براي انـجـام فـعـاليت هاي خلاق اختصاص دهيد، احساسي شادتر و سالم تر خواهيد نمود.

9- براي خود همدمي پيدا كنيد

تقسيم نمـودن تجربيات با كسي كه به او عشق مي ورزيد، خوشحالي شما را افزايش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنيت، رضايت و شادماني در شما مي گردد. روابط جنسي مشروع نيز ميتواند بـراي ذهـن و جسم شما اثرات بسيار مفيدي داشته باشد.

10- با كسي صحبت نماييد

يكي از دوستان خود را براي هم صحبتي و بيان احساسات و عقايد خود انتـخـاب كـنيد. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وي بـه حـرفهايـتـان گوش مي دهد چرا كه مي داند شما نيز همين كار را برايش انجام خواهيد داد.

11- تخيل كنيد

آرزوها و بلند پـروازي هاي خود را يادداشت نموده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد آنگاه هميشه چـيزهايي بـراي انــتظار كشيدن، و جايي براي متمركز كردن انرژي خود خواهيد داشت.

12- بخشنده باشيد

شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه كسـي ( يـا خودتان ) را بخاطر چيزي كه اتفاق افتاده و يا گفتـه شـده مـورد بـخشايـش قـرار دهــيد. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذيرفته و فراموش كنيد. بدانيد كه نميـتوانيد زمان را بـه عـقب برگردانيد. شادماني خود را با از ياد بردن نوميدي ها و شكستهاي گذشته دوباره بدست آوريد.

نگران نباشيد، خوشحال باشيد

در دنـياي واقعي نمي توانيم از ديگران انتظار داشته باشيم تا براي ما شادمانـي ايـجـاد كنند. خوشحالي حالتي از ذهن است كه كاملا ميتواند تحت كنترل شما باشد.

محيط پيرامون خود را به گونه اي مهيا سازيد كه فرصتـهايـي بـراي شناختن و لذت بردن از جنبه هاي مثبت و خوشايند زندگي را فراهم آورد. براي شاد بودن تلاش كنيد
شايان نظری   
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥

با شکست در عشق چه بايد کرد؟

به نام او تمرکز اين نوشتار بر روي عشق زميني و به تعبير ديگر عشق مجازي است، که در مقابل عشق حقيقي بازشناسي شده و مراد از آن محبت شديد (نه محبت معمولي) بين تنها و تنها دو فرد انساني است. عاشق و معشوقه ها در اين ميدان در چهار صورت قابل فرض اند: اول: عاشق و معشوق هر دو مرد باشند؛ دوم: عاشق و معشوق هر دو زن باشند؛ سوم: عاشق مرد و معشوق زن باشد؛ چهارم: عاشق زن و معشوق مرد باشد. در اين ميدان جاي سخن بسيار است و نگارنده در جاي ديگر به تفصيل به ماهيت و اقسام و... عشق پرداخته است (منصورنژاد محمد، عشق زميني، ناشر: مؤلف: 1381).



با فرض اينکه عشق بين دو فرد با تمام آثارش شکل گرفته (که حداقل اثرش آن است که اين محبت شديد، فقط بين دو فرد ساري و جاري است و به قدري شديد است که اين دو و خصوصا عاشق را از توجه به ديگران بازداشته است). ممکن است به دلايلي عاشق و معشوق، در حالي که همچنان به هم علاقه مند و نيازمندند، مجبور شوند که از يکديگر فاصله بگيرند و اين روابط و تجربه ها را قطع نموده و همديگر را فراموش نمايند. و از آنجا که فراموش کردن و پشت سر گذاشتن فضاهاي عميق، شديد و نافذ عشق، به هيچ عنوان کار سهلي نيست و ممکن است به جد در فعاليت هاي عادي افراد اختلال ايجاد کند، از اين رو لازم است که براي برون رفت از اين وضعيت به چاره جويي نشست و به اين سؤال پاسخ داد که در عشق ناکام و شکست خورده چه بايد کرد؟ چگونه بايد از اين فضا فاصله گرفت و به وضعيت عادي زندگي پرداخته و اين توان و فرصت را بيابند که از زندگي لذت ببرند؟ در پاسخ بدين مشکل و براي شکست خورده در ميدان عشق، حداقل دو دسته پيشنهادات، قابل توصيه اند:



الف) نسخه هايي غير از عشق:



از آنجا که فضاي عشق، تمام وجود آدمي را اشغال مي کند و به تمام ابعاد شخصيت آدمي معنا و شکل مي دهد، پس از خالي شدن چنين امر فراگير و نافذي، آدمي در قلب و جانش خلاهاي بسيار شديدي احساس مي کند که به نحوي بايد اين محيط خالي را پر کرد. از جمله مشغله هاي پيشنهادي، کارهاي سخت، جسماني، سنگين و نيز ورزشي است (کارهاي يدي، کوهنوردي، دويدن، شنا و...). ممکن است فرد را به سوي امور زيبايي شناختي، لطيف، فرحزا و قلبي فراخواند که مثلا به امور هنري و ادبيات بپردازد (شعر، موسيقي، خطاطي، نقاشي، شرکت در محافل ادبي و...). ممکن است غذايي که براي عاشق شکست خورده تجويز مي شود، از مقوله هاي جسمي و قلبي نباشد، بلکه او را به تلاش عقلاني جدي فراخواند (مثلا پژوهشهاي علمي، خصوصا ميداني و تجربي و...).



اينگونه ن سخه ها گرچه ممکن است به عنوان دارو تلقي شوند که مي توانند بي قراري هاي شکست در عشق را موقتا آرام نمايند، اما في الواقع اينگونه توصيه ها، نسخه هاي دوانما هستند و حداکثر کارکرد آنها ايجاد نقشي مسکن و آرام بخش به صورت موقتي است و فرد بحران زده ممکن است از اين فضا قانع نشده و مجددا به حالت اول بازگردد.



ب) نسخه هايي بر مبناي عشق:



به نظر مي رسد که پادزهر اصلي عشق، همان عشق است و تنها با عشق مي توان توسن سرکش عشق را مهار نمود. عاشق شکست خورده در اين ميدان را نه مي توان و نه جايز است که از نعمت وجود عشق، بازداشت. نمي توان او را از اين فضا بيرون آورد، چون کسي که تجربه ي لحظه هاي شيرين، عميق و جذاب عشق را داشته، با هيچ تجربه ي ديگري به آن حد و گستره از تجربه هاي هجر و وصل، لذت و غم، آرامش و اضطراب، نمي تواند برسد و درنتيجه، هميشه در عطش و تشنگي مي ماند.



جايز نيست و نبايد گوهر عشق را از کسي گرفت، زيرا براي مهمترين بعد وجودي آدمي، يعني قلب، بهترين و لذت بخش ترين غذاست. از اين رو آنان که در اين موضوع به دنبال پاک کردن صورت مساله اند، بسيار به خطا مي روند. اينجاست که بايد براي جايگزيني فضاي عشق، تنها و تنها به عشق تمسک جست. به عبارت ديگر نبايد عشق را در آدميان جابجا کرد، چون نياز جدي است و جايگزيني مناسبتر، بلکه در حد خود ندارد، بلکه بايد معشوق را جايجا کرد و تغيين داد. اما مصداق معشوقها براي چنين عاشق بحران زده يي در سه سطح قابل فرض اند:



اول، معشوقه ي فراانساني:



مراد از مصاديق، معشوقه هايي هستند که جنبه ي تجرد داشته و قرار نيست عاشق با قالبي ملموس، مشهود و ملموس، مثل ساير اشياء و آدميان سروکار داشته باشد، بلکه با امور و مصاديق مجرد، غيرملموس و غيرمشهود مواجه است. به عبارت ديگر، براي فرار از عشق مجازي، مي توان به دامن عشق حقيقي چنگ زد. از آنجا که ورود به فضاي عشق حقيقي، توان، ادراک، تخيل و امکانات ويژه مي طلبد، که کار هر کسي نيست، عاشق ناکام از آنجا که تمزين پرواز، تلقين حرکتهاي سنگين روحي، تجربه ي تخيلهاي عميق و همه جانبه را دارد، بسيار مستعد است که در سطوح بالاتري نيز پرواز نمايد. از اين رو مي توان به اين گونه عاشقها گفت، وارد فضاي عشق الهي و معنوي شويد، با خدا سودا کنيد، با مسايل و اشخاص معنوي (مثلا معصومين) عشق بازي کنيد و عطش وجودي خودتان را از سرچشمه هاي اصيل و سالم عشق فراانساني سيراب کنيد و با توکل و توسل به آرامش برسيد.



اين راه رفتني، قابل وصول و نتيجه بخش است. (بد نيست از اين زاويه تجربه هاي معنوي مولانا پس از ازدست دادن شمس تبريزي و استاد محمدحسين شهريار پس از نوميدشدن از معشوقه اش مورد توجه و تامل قرار گيرند). اما راهي است صعب و سنگين و از اين رو در حد همه ي انسانها و هر سطح از عاشق فرومانده از راه نيست. اينجاست که در چاره جويي براي فرد شکست خورده در عشق، بايد وزنه هاي سبکتر و قابل حملتر از عشق حقيقي پيشنهاد کرد، در عين حال که اين راه را براي سالکان جدي، عاشقان توانا و روندگان با عزم جزم بازگذاشت و بر روي آن به عنوان راه حلي اساسي تکيه کرد.



دوم، معشوقه ي فروانساني: ممکن است به عاشق خسته گفت که چرا از طبيعت زيبا بهره نمي گيري و با آن مانوس نمي شوي؟ چرا از اين همه پرندگان و حيوانات متنوع و دوست داشتني غفلت مي کني و چرا خودت را پايبند امور و مصاديق غيرانساني نمي کني که پاسخهاي مناسبي نيز از آنان دريافت کني. مثلا چرا به تغذيه و تربيت پرندگان زيبا نمي پردازي؟ چرا با آب و گل خلوت نمي کني و آرامشت را از اين طريق نمي جويي؟ چرا با پروراندن برخي حيوانات که قدرشناس و وفادارند، مشغول نمي شوي؟و...



گرچه اينگونه معشوقه ها نيز جذاب اند و آدميان زيادي را نيز دلبسته ي خود کرده اند، ولي براي کسي که تجربه ي عشق انساني دارد و ناکام مانده است، اين گونه معشوقه ها به جهت پايين بودن سطوح توانايي ها و جذابيت ها، قانع کننده نبوده و لذتش ناقص بماند و از اين رو ممکن است فضاي غم و تلخي شکست مجددا براي او احيا شود. از اين رو اين جايگزيني در عشق، گرچه مفيد است و به عنوان معادلهاي غيرکامل، قابل تجويزند، اما مي توان نسخه هاي مناسبتري نيز براي اين درد تجويز نمود.



سوم، معشوقه ي انساني: در اينجا توصيه و تجويز آن است که اگر معشوقه يي به هر دليل از دست رفت، چرا يکي ديگر در حد او و ياشد بهتر از او را برنگزيند؟ به جاي يک انسان، به انسان ديگري مهر ورزيد و به معاشقه نشست. ممکن است گفته شود که اين تجويز سطحي و غيرجامع است. زيرا کسي که غرق در فضاي سنگين عشق است، معشوقه ي سابق تمام فضاي ذهني و جانش را اشغال کرده است. او نه جايي براي مهرورزيدن (در حد عشق) به ديگران دارد و نه اين فرصت و توان را دارد که براي جابجايي معشوق، عزم جزم کند و پادررکاب نمايد. اين اشکال بي وجه نيست، اما توصيه ي ما نيز بي قيد و شرط نيست و با رعايت اين قيود، برداشتن اين بار ممکن مي شود. در مسير جايگزيني معشوق، بايد به نکات زير توجه داشت:



اولا: چنين فرد بحران زده از تجربه ي کارشناسان و از مشاوره با صاحبنظران، هرگز غفلت نورزد. زيرا آشنايان با پيچ و خمهاي وجود آدمي و بحرانهايش، ممکن است راههاي ميانبر و حد وسطي را بشناسند که راه برون رفت از مشکل را براي ديگران بسيار تسهيل مي نمايند.



ثانيا: تغيير معشوقه، يک شبه و در اندک زمان به سادگي ممکن نيست. از اين رو به عاشق آسيب ديده بايد فرصت داد تا اندکي از مشغله هاي وجوديش فروکش کند. تجربه هاي تازه تر نمايد، با حوادث و مسايل نويي دست و پنجه نرم کند و اندک اندک از شعله هاي فروزان عشق، فاصله گيرد، تا قابليت و ظرفيت تجربه ي جديد و دريافت محبت فرد جديد را پيدا کند و از سويي ببيند که در درون نيازي اساسي وجود دارد و پاسخ مي طلبد، و از سوي ديگر به اينجا برسد که پاسخ شايسته براي آن حاجت ندارد، تا به فکر غذاي مناسب براي رفع آن نياز بيفتد.



ثالثا: آدميان بر اساس باورهايشان زندگي مي کنند. انسانها در قالبهاي ذهني و تصاوير ذهني خود، پيش فرضهايي دارند که مبناي ادراک و کنش آنان است. برخي از اين باورها صواب اند و بايد حفظ و تقويت شوند. اما بسياري از تصاوير ذهني اگر غلط هم نباشند، اين قابليت را دارند که جايگزينهاي مناسبتري پيدا کنند (و البته اگر غلط اند، بايد جايجا شوند). عاشق نيز از معشوق پيشين و شرايط يک معشوق مطلوب و... پيش فرضهايي دارد که با تامل و با راهنمايي افراد محبوب، مي تواند قالبهاي ذهني و پيش فرضهايش را جابجا کند، آنگاه آماده ي دريافت تجربه ي جديد خواهد شد.



رابعا: براي اينکه فضاي سابق مورد غفلت و فراموشي قرار گيرد، حتما بايد هر اثر، نکته، مطلب و اشياء مربوط به فضاي عشق پيشين در معرض ديد و در دسترس عاشق ناکام نباشد. از اين رو بايد هر آنچه که خاطره ي گذشته را تجديد مي کند، چاره جويي نمود و از آن عقبه رهايي يافت و فاصله گرفت، تا آنکه صفحه ي جانش آمادگي دريافت تجربه ي جديد را بيابد.



حاصل آنکه با رعايت شرايط فوق (مشاوره، فاصله ي زماني، تغيير تصوير ذهني و محو آثار پيشين) مي توان از تجربه ي شکست در عشقي رهايي يافته و با جايگزيني معشوق جديد، از زندگي لذت برد. واضح است که شرايط يادشده، بسترها را فراهم مي کند و فرد بحران زده بايد فعالانه بسترهاي لازم را در اين شرايط مناسب براي گزينش جايگزين مناسب فراهم کند و صفحه ي جانش را براي ورود فرد ديگر باز کند و آنگاه روح بحران زده و خسته اش به قرار برسد.

شايان نظری   
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥

آيا داشتن دوست دختر يا دوست پسر ايرادي دارد؟

پاسخ به اين سوال به سن و سال پرسش كننده بستگي دارد. رسانه‌هاي تصويري مدرن همچون تلويزيون، بر الگوي فكري كودكان تاثير گذاشته است. بسياري از كودكان دختر و پسر وسوسه مي‌شوند كه همانند تلويزيون و ويديو رفتار كنند، يا زودتر از حالت عادي، شخص محبوب خاص خود را داشته باشند

بطور طبيعي دختران و پسران تا سن 12 يا 13 سالگي تمايل دارند كه اوقات خود را با تعدادي از هم‌جنسان خود سپري كنند. زماني كه آنها بزرگتر مي‌شوند، توجهشان به جنس مخالف خود جلب مي‌گردد. گاهي آنها «عاشق» يك دختر يا پسر بخصوص مي‌شوند. متاسفانه «عشق» در سنين خيلي پايين معمولا عشق واقعي نيست و دوام چنداني ندارد. بعد از چند هفته يا چند ماه ديگر هيچ احساس علاقه‌اي به هم نخواهند داشت. داشتن اين چنين احساساتي شايد اشتباه نباشد، اما چنين نوجواناني نبايد دچار اين تصور غلط شوند كه تمام زندگي‌شان به آن بستگي دارد.

گاهي اوقات، وقتي چنين رابطه‌اي از بين مي رود، شخص نااميد ابراز مي‌كند كه: «من بدون او قادر به ادامه حيات نيستم.» و قطعا اين امر اشتباه است.

گاهي اين «عشق» يك تمايل شهواني صرف است كه به گناه ارتباط جنسي خارج از حوزه ازدواج ختم مي‌شود.

يك دختر يا پسر بايد بياموزد كه چگونه با فردي از جنس مخالف خود به طور مناسب ارتباط برقرار كند. آنها بايد سعي خود را بنمايند تا در سنين پايين دختر يا پسر خاصي را انتخاب نكنند. برخي دچار اين مشكل مي شوند كه با ابراز اين جمله از سوي پسر كه: «عاشقت هستم... تو تنها فرد زندگي من هستي... براي هميشه دوستت خواهم داشت...» فورا تشكيل دوستي مي دهند. البته ممكن است كه در بعضي مواقع اين دوستي واقعي باشد.

اما نتيجه نهايي چنين معاشقه‌هايي در اغلب موارد، جدايي و يا ازدواج در سنين بسيار پايين مي‌باشد. و غالب اين ازدواج‌ها معمولا ناخوشايند هستند. مطالعات جامعه شناختي ابرها و بارها اين مطلب را به اثبات رسانده است. بنابر اين پاسخ به سوال فوق زماني كه دختر و پسر به بلوغ رسيده‌اند «آري» است. اين پاسخ براي سنين 23 تا 25 سالگي در پسران و 19 تا 20 سالگي در دختران مي‌باشد.

در اين سنين آنها بهتر مي‌توانند بدون عصبانيت با چيزي مخالفت كنند، خودخواهي كمتري دارند، بيشتر اشتباهات خود در قبال يكديگر را مي‌پذيرند، و بيشتر از مسئوليت‌پذيري فردي آگاهي دارند





شايان نظری   
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥

چگونه ارتباط برقرار كنيم

يكي از مقوله هاي چالش برانگيز در دنياي مدرن چگونگي ارتباط با مردماني است كه هر روز با آنان مواجه هستيم. اين معضل شايد در دهه هاي گذشته به اندازه امروز چندان بحث برانگيز نبوده است چه آنكه جهان كهن با خود رسم ها و هنجارهايي به همراه داشت كه ارتباط نيز جزء لاينفك آن محسوب مي شد. اما اينك دنياي صنعتي و تراكم و انبوه اعمال روزانه اين امكان را به سهولت ايجاد نمي كند. در نتيجه چگونه ارتباط برقرار كردن يكي از دشوارترين فرايندهاي ارتباطي است. مقاله زير چگونگي اين ارتباط را بر ما آشكار مي سازد.
ايجاد شرايط مناسب براي مخاطب
براي بحث كردن نياز است كه تمامي شرايط روحي، جسمي، فيزيكي و محيطي فرد را در نظر بگيريم به گونه اي كه اين عوامل ثانويه باعث پيش داوري و يا قطع بحث نشود بلكه شرايط بايد آنچنان مناسب باشد كه فرد خود اشتياق به ادامه صحبت داشته باشد.
ما مي توانيم براي بهتر استفاده كردن از اين عامل مهم ارتباطي، محيط هاي سرسبز و يا دعوت كردن فرد به صرف چاي در يك محيط آرام يا در كنار يك آبشار را به فرد پيشنهاد كنيم. زيرا زماني كه فردي به چنين محيطي دعوت مي شود خود را براي صحبت آماده كرده است و در واقع تا آماده نباشد اين دعوت را قبول نمي كند. در نتيجه با قبول اين دعوت شما مي توانيد براي انجام يك گفت وگو شرايط را مناسب بدانيد.
كسب اطلاعات پيرامون موضوع
در شروع گفت وگو سعي كنيم از موضوعات جدال آفرين و پرخاشگر شروع نكنيم مثلاً زماني كه در يك محيط دلباز هستيم اول سعي كنيم درباره طبيعت و محيط صحبت كنيم و بعد وارد بحث شويم. در ضمن براي صحبت در مورد يك موضوع بايد اطلاعات و معلومات نسبت به آن را داشته باشيم و يك شناخت نسبي هم از طرف مقابل وجود داشته باشد.
چگونه شروع به صحبت كنيم
بعد از صحبت كردن در مورد پيرامون مان و يا موضوعاتي كه بحث انگيز نيست مي توانيم با كلمات «خب، از آن موضوع چه خبر؟» ، «بگو ببينم چطور شد؟» و با يك احساس همدردي شروع به صحبت كنيم و وارد موضوع اصلي شويم ما بايد به گونه اي اين بحث را سر بگيريم كه هم مفاهيمي كه در ذهن ماست انتقال دهيم و هم اشتياقي ايجاد كنيم كه فرد به ادامه بحث تمايل نشان دهد. براي اين كار لازم است منافع شخص مقابل را در نظر بگيريم و سعي نكنيم صحبت هاي ما مقاومت فرد را برانگيزد. حتي اگر در شروع احساس كرديم كه فرد در حال مقاومت كردن است با همدردي و فاش كردن درونيات فرد مقاومت او را كاهش دهيم. ما بايد آنقدر اطلاعات راجع به موضوع بحث داشته باشيم تا بتوانيم با فرد همدردي كنيم و خودمان را جاي او بگذاريم و به درونيات ذهني او پي ببريم. به زبان عاميانه متوجه شويم كه او اكنون در چه فكري است و زماني كه ما بتوانيم فكرش را دريابيم با بيان چيزي كه او درصدد پنهان كردنش است مقاومت او را مي شكنيم.
تعريف و تمجيد
سعي كنيم در صحبت كردن از نقاط مثبت فرد شروع كنيم. مهم نيست درجه اين نقاط مثبت در فرد به چه اندازه اي است مهم اين است كه اين نقاط براي ما چقدر مهم است .يعني ما مي توانيم با بزرگ شمردن اين نقاط مثبت او را براي شكوفا كردن آن تشويق كنيم و در واقع فرد را به سمتي رهنمود كنيم كه خودمان علاقه داريم و مي خواهيم بحث مان به آن سمت ادامه يابد. مثلاً به او بگوييم شما خيلي انتقادپذير هستيد و براي اين كه خود فرد از اين صفت خود مطمئن شود يك مثال براي او بزنيد و بگوييد من توجه كردم زماني كه به شما مي گوييم اين طرز رفتار با فرزندتان در ميان جمع درست نيست شما به جاي اين كه ناراحت شويد و يا حتي از دست من عصباني شويد سعي مي كنيد رفتارتان را با كودكتان تغيير دهيد، در اين مثال فرد ممكن است آنقدر از دست كودكش خسته شده باشد كه نخواهد واكنش نشان دهد ولي تعبيري كه ما از رفتارش مي كنيم. فرد را به تغيير رفتار سوق مي دهيم و اين نوعي تقويت است.كه در گفت وگوها مؤثر است.
آگاهي از حس مخاطب
نسبت به خود
ما بايد از حسي كه فرد نسبت به ما دارد آگاه باشيم و از اين حس براي ادامه گفت وگو استفاده كنيم.
سعي كنيم بدانيم فرد به چه اندازه اي به ما علاقه دارد و با توجه به اين علاقه ما مي توانيم به نفع شخص صحبت كنيم زيرا زماني كه نفع شخصي خود را در نظر نمي گيريم و در عوض منافع او برايمان محترم است فرد احساس راحتي به او دست مي دهد و مي داند كه كسي حامي او هست و ضرر را تقبل مي كند. به طوري كه اگر يك قسمت بحث به ضرر فرد باشد آن را قبول مي كند و هيچ اعتراضي در ميان نيست.
خودفاش سازي
در ادامه بحث براي اينكه موضوع روشن شود يك مثال زنده در مقابل فرد نشان دهيم، مي توانيم يكي از مشكلات خودمان را و يا مشكل يك فرد نزديك كه هر دو طرف مي شناسيد- البته با اجازه فرد ثالث و يا اين كه بدانيم فرد ثالث از اين كه كسي اين موضوع را بداند ناراحت نمي شود - بازگو كنيم. اين باعث مي شود كه فرد مشكل خود را يگانه مشكل دنيا نداند و يا حتي با راه حل هايي كه ديگران براي مشكل خود در پيش گرفته بودند و موفق شدند مشكل خود را حل كند.
مخاطب خود را دوست داشته باشيد
ما بايد سعي كنيم آنقدر احساس همدلي و همرنگي با مخاطب داشته باشيم كه در ضمير ناخودآگاه او را دوست داشته باشيم و علاقه مند باشيم به اين كه مشكل اش را حل كنيم.
كارل آر. راجرز را بيشتر به خاطر كار در روان درماني مي شناسند و اين كار او در شكل گيري نظريه اش نيز تأثير داشته است. او معتقد بود كه برخي روابط در زندگي روزمره موجب افزايش كاركرد مناسب رواني مي گردد. در بحث ارتباطات مي گويد براي داشتن يك بحث سالم و ادامه يافتن آن به ۳ اصل اساسي بايد توجه كرد:
۱- پذيرفتن فرد بدون قيد و شرط ۲- همدلي و همدردي ۳- صداقت و همرنگي
۱- پذيرفتن فرد بدون قيد و شرط: يعني فرد را با تمامي خوبيها و بديها پذيرفتيم و براي پذيرفتن آن شرطي نگذاريم مثلاً نگوييم چون شخصي پولدار نيست نبايد با او در مورد اين مسأله صحبت كرد و يا اگر احساس كنيم كه عقيده او با عقايد ما در يك خط سير نمي كند با او وارد مذاكره نشويم ما بايد ياد بگيريم كه هر كسي را با هر توانايي و شرايطي بپذيريم. يعني زماني كه با او صحبت مي كنيم به جز موضوع بحث و يا مشكل به چيز ديگري توجه نكنيم و سو گيري نداشته باشيم اين يعني پذيرش بي قيد و شرط.
۲- همدلي، همدردي: سعي كنيم با او همدردي كنيم، خودمان را جاي او بگذاريم و احساسش را درك كنيم با توجه به اين كه احساس انتقال دادني نيست ولي با اندكي سعي مي توانيم در جايگاه فرد قرار بگيريم اين بدان معنا نيست كه اگر فرد به اندازه اي ناراحت است كه گريه مي كند ما هم با او گريه كنيم، بلكه با حالت غمگيني خود مي توانيم حالت غم انگيز او را درك كنيم. بعضي اوقات مي توانيم با سر تكان دادن، حرفهاي او را تأييد كنيم و حتي با تكرار حرف او مي توانيم به او بفهمانيم كه به حرفهايش گوش مي دهيم.
۳- صداقت و همرنگي : ما بايد يك رابطه اي را ايجاد كنيم كه صداقت و همرنگي جزء اركان اصلي باشد بايد اين اطمينان را به فرد بدهيم كه همه حرفهايي كه زده مي شود همه با صداقت است و دروغي وجود ندارد بايد يك جوي به وجود آورده شود كه اعتماد و اطمينان در آن حاكم باشد و فرد بداند كه اين حرفها از ته دل گفته مي شود و همچنين اين اطمينان را به مخاطب بدهيم كه اين حرفها به گونه راز هيچ گاه بر ملاء نمي شود و اگر جايي هم بازگو شود با اجازه خود شماست.
ما بايد آن قدر در اين كار تمرين كنيم و اين جو اطمينان و اعتماد را به وجود بياوريم كه شكي باقي نماند. در پايان اين اركان چيزي كه خيلي مهم است پيش داوري نكردن است. ما نبايد قبل از اين كه با مخاطب صحبت بكنيم درباره او نظر دهيم و همين گونه نبايد در نتيجه گيري بحث سوگيري داشته باشيم. يعني نظر خودمان را القاء كنيم و جمع بندي بحث را فقط از آن جنبه كه خودمان مي بينيم انجام دهيم.
علاوه بر مسائلي كه ذكر شد عواملي ديگر در يك ارتباط مؤثر وجود دارد.از جمله اين است كه ما بايد يك ارتباط غيركلامي با مخاطب به وجود آوريم. خود اين ارتباط به ۴ دسته تقسيم مي شود:
وضع اندامي: هنگامي كه افراد از لحاظ هيجاني آرميده اند، گرايش به آن دارند كه در وضعيت راحت و آرميده اي ايستاده يا بنشينند. دستها به حالت باز هستند. يعني، در هم گره نشده اند هنگامي كه از لحاظ هيجاني عصبي و ناراحت اند، در حالتي ناآرام. با دستاني به هم فشرده و گره خورده گويي كه در برابر باد مقاومت مي كنند مي ايستند يا مي نشينند. وضعيت آرميده يا تنيده احتمالاً از سوي ديگران به عنوان علامتي دال بر علاقه يا بي علاقگي نسبت به آنها تلقي مي شود، خم شدن به سمت جلو با حالتي كه زاويه ملايمي دارد، شايد علاقه مندي يا توجه است. تكيه به عقب و زاويه باز نسبت به جلو علامت بي علاقگي يا علاقه كم است. خم شدن به سمت جلو و همراه با حالت خودماني و گشوده به طرف مقابل اين علامت را مي دهد كه به صحبت خود ادامه دهد.
تماس چشمي: هنگامي كه كسي مشغول شنيدن است، نسبت به زماني كه مشغول صحبت است، تماس چشمي بيشتري برقرار ساخته و آن را حفظ مي كند. همين طور زماني كه كسي طرف مقابل را دوست دارد تماس چشمي بيشتري برقرار مي شود. افزايش تماس چشمي (اما نه خيره شدن، كه ممكن است علامت مخالفت و عناد تفسير شود) مي تواند علامتي براي تشويق ديگري باشد. دوختن چشمها به كف اتاق مي تواند علامتي باشد كه براي آن كه ديگري حرف خود را قطع كند. افزايش تماس چشمي نيز مي تواند نشانه صميميت باشد. اما، خيرگي دائمي ممكن است باعث ناراحت كردن طرف مقابل شود.
لبخند: افرادي كه لبخند مي زنند معمولاً جذابتر از افراد ديگر درجه بندي مي شوند، حتي زماني كه به افراد درجه بندي كننده بگوييم مواظب تأثير لبخند بر ارزيابي خود باشند.
لحن تمس: اين سخن را پيش كشيديم كه آميزه اي از علائم غير كلامي با عنوان مخفف لحن تمس را مي توان براي نشان دادن علاقه و دوستي به كاربرد اين علائم عبارتند از: لبخند و تبسم، حالت بدني باز، نوازشگري (مثلاً گذاشتن دست بر روي طرف مقابل)، تماس چشمي، متمايل شدن به جلو و سرتكان دادن (يك بار سر تكان دادن معرف توافق نظر است، سر تكان دادن دوره اي نشانگر علاقه، دوستي و ميل به ادامه سخن از سوي ديگر است)، در واقع افرادي كه از عناصر لحن تمس استفاده مي كنند، در نظر ديگران از مهارت اجتماعي بيشتر برخوردارند.
استفاده از علائم غيركلامي براي بهبود ارتباط
به يك معنا، مهارت هاي خوب گوش فرا دادن را مي توان مهارت هاي خوب تماشا كردن دانست. اگر به علائم غيركلامي طرف مقابل توجه كرده و آن را درست تفسير كنيد، مي توانيد پيام كلي آن فرد را كاملتر درك نماييد. به عنوان يك شنونده، زبان بدني شما پيام هايي به گوينده ارسال مي دارد. شما مي توانيد مقداري اعتماد ارائه كرده و فضايي فراهم آوريد كه نشان مي دهد خواهان شنيدن آن چيزي هستيد كه او مي خواهد به شما بگويد. چنين وضعيتي با استفاده از حالت بدني باز و آرميده، تمايل به سوي جلو، تماس چشمي خوب و تكان دادن سر در زمانهاي مختلف به دست خواهد آمد.
به يك معناي ديگر، مهارتهاي خوب صحبت كردن عبارتند از مهارتهاي خوب رفتار كردن .شايد بخواهيد از اين موضوع مطمئن شويد كه نكند زبان بدني شما به جاي تقويت پيام كلمات تان آن را تضعيف مي كند، اگر شدت آهنگ صدايتان را متوسط كرده و تماس چشمي خوبي برقرار كنيد، شايد احتمال جدي گرفتن تقاضاي شما بيشتر شود. اما صداي آرام با چشماني روبه پايين چنين حالتي را ندارد.
علائم غيركلامي مي توانند مانع ارتباط روشن و صريح شوند. اما اين نيز درست است كه آنها مي توانند صراحت يك ارتباط را تسهيل كنند.

روزنامه همشهری
شايان نظری
  
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥

بهداشت عمومي و تغذيه :

بين ميزان افسردگي و جنس رابطه وجود دارد ، به نظر مي رسد كه ميزان افسردگي در زنان بيشتر از مردان باشد . تمايل بيشتر مردان به ايجاد ارتباطات و كمتر بودن محدوديت هايي كه ازطرف جامعه در مقايسه با زنان اعمال مي شود و فراهم بودن امكاناتي كه به مردان براي دورشدن از مواجهه با مشكلات كمك مي كند ، زمينه مساعد كمتري را براي ابتلاي به افسردگي فراهم مي كند ، البته نبايد در نظر دور داشت كه تعداد مردان در اين مطالعه صورت گرفته نصف تعداد زنان بوده است . بين ميزان افسردگي و تعداد دوستان صميمي هم ارتباط وجود دارد ، اين نتايج را دردوجهت مي توان بيان كرد : ناتواني در ايجاد ارتباط قوي و موثر و پايدار و پيدانكردن دوستان صميمي مي تواند موجب افسردگي شود . كلا افراد گوشه گير بيشتر درجاتي از افسردگي را نشان مي دهند . بين داشتن اوقات فراغت و افسردگي ارتباط وجود دارد . همان طور كه مشاهده مي شود ، در افرادي كه از لحاظ خود به مقدار كافي از اوقات فراغت برخوردارند و دور از كارو تحصيل و مشغله روزمره زندگي هستند ، درجات خفيف ، متوسط ، افسردگي را نشان نمي دهند اما در كساني كه اوقات فراغتي ندارند تمام درجات ديده مي شود . افرادي كه بيشتر اوقات خودرا به كار مي پردازند و كمتر براي مسائل مورد علاقه خود و استراحت وقت مي گذارند آسيب پذيرترند ( نتايج تحقيق يك عزيز دل!در بين دانشجويان پيراپزشكي يك دانشگاه خيلي خيلي بزرگ !)

بعضي منابع عالي آهن : 1- جگر گاو يا گوساله 90 گرم 2- انجير خشك 10 عدد 3- تخمه آفتابگردان دوسوم ليوان 4- لوبيا قرمز : يك ليوان 5-عدس : سه قاشق غذاخوري 6- برگه هلو يا زردآلو : ده برگه

موارد ذكر شده بيش از 4 ميلي گرم آهن داشتند . منابع خوب آهن در حد 2 تا 4 گرم : 1- گوشت قرمز 90 گرم 2- زرده تخم مرغ 3 عدد 3- لوبيا نصف ليوان 4- آب آلو يك ليوان 5- دانه سويا : نصف ليوان 6- كشمش : دوسوم ليوان و ....... كه كارشناس تغذيه راهنمايي خواهد كرد .



  
نویسنده : shayan nazari ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥